امشب چیزی جز پریشانیم نیست..
نگاهم درخت میسازد از این پرده، این دفتر، این خودکار...
و شاخه ها، تنه ی پریشانیم را می خراشند..
از خونش، درخت پریشانی دیگری میروید...
کاش نگاهی هم تو را پرنده میکرد؛ اینجا تا صدایت بخواهد شاخه و درخت هست!
بر شاخه های پریشانیم بنشینی و بخوانی
تا از یادم نرود صدایت، خنده هایت...
پریشانیم، صدای تو را کم دارد تا جهانی را بیاشوبد!
درخت به درخت لانه ات میشوم،،
تو فقط پرنده شو؛ بی وقفه بخوان...
#خلق_شبانه
#خلق_بداهه
#خلق_بی_ویرایش
#خلق_وحشی